کتاب «کتانی های کوکام» نوشته فاطمه جدیدی سرگذشت چند نوجوان ایرانی در دوران دفاع مقدس هشت ساله را روایت می کنند که با آغاز جنگ تحمیلی، دغدغه های روزمره خود را کنار می گذارند و مفهوم مقاومت در برابر دشمن را بازتعریف و تجربه می کنند.
به گزارش همشهریآنلاین، جنگ اخیر برای نسلی که جنگ را بیشتر از کتابها، فیلمها و خاطرات پدران و مادرانش میشناخت، بعضی کلمات را دوباره از کتاب بیرون آورد و وسط زندگی گذاشت. «دفاع»، «خانه»، «همدلی» و «مقاومت» دیگر فقط واژههایی مربوط به یک دوره تاریخی نبودند. تجربه تهدید خارجی دوباره نشان داد که آدمهایی با اختلافهای بسیار، وقتی چیزی بزرگتر در معرض تهدید قرار میگیرد، میتوانند کنار یکدیگر بایستند. فاطمه جدیدی در کتابش، «کتانیهای کوکام» روی همین تغییر تأکید میکند؛ اینکه یک خطر مشترک میتواند آدمها را به هم نزدیک کند. اختلافها لزوماً از بین نمیروند، اما در برابر مسئلهای بزرگتر، جای دیگری پیدا میکنند. او از شخصیتهایی میگوید که در ابتدا چندان میلی به ماندن ندارند، اما مواجهه با دشمن خارجی نسبت آنها را با سرزمینشان تغییر میدهد. آدمی که شاید تا دیروز میتوانست از اختلافهای درون شهر و محلهاش گلایه کند، حالا وقتی پای یک نیروی مهاجم به میان آمده، همان خاک برایش مسئله میشود. این اتفاق فقط متعلق به شهریور ۱۳۵۹ نیست. «کتانیهای کوکام» از قضا قصهاش را از دل همین اختلافها آغاز میکند. تابستان سال ۱۳۵۹ است. مهران، عماد و عباس هنوز بیشتر درگیر زندگی نوجوانانه خودشان هستند؛ امتحان، خرماچینی، دوچرخه، کتانی، رفاقت و دعوا. جنگ هنوز برایشان به معنایی که بعدها پیدا میکند، آغاز نشده است. یکی از دعواهای مهم ابتدای داستان اما حول یک کلمه شکل میگیرد: «غریبه.» مهران فارس است و در روستایی زندگی میکند که بیشتر اهالیاش عرباند. عباس هنگام دعوا همین تفاوت را به رخ او میکشد و «غریبه» صدایش میکند. اطراف آنها نیز حرف عرب و فارس و عشیره شنیده میشود. اختلاف واقعی است و نویسنده هم تلاش نمیکند از همان ابتدا تصویری بیمسئله و آرمانی از روابط آدمها بسازد. بعد دشمن از مرز میگذرد و «غریبه» معنای دیگری پیدا میکند. همین تغییر کوچک، یکی از خطوط اصلی رمان است. نوجوانی که تا چند ساعت قبل ممکن بود بهخاطر فارس بودن در یک محیط عربنشین «غریبه» تلقی شود، حالا کنار همان آدمها در معرض یک خطر قرار گرفته است. مرزی بزرگتر ظاهر شده و مرزهای کوچک قبلی را جابهجا کرده است. اینجاست که «کتانیهای کوکام» از یک داستان صرفاً جنگی فاصله میگیرد. مسئله فقط این نیست که چه کسی حمله کرد و چه کسی مقابل او ایستاد؛ مسئله این است که آدمها در لحظه تهدید، دوباره تصمیم میگیرند به چه کسی و به کجا تعلق دارند.
نگاه متفاوت به مفهوم «مقاوم»
نویسنده از همین منظر به مفهوم «مقاوم» نگاه میکند. مقاوم الزاماً کسی نیست که از ابتدا اسلحه به دست گرفته و برای جنگ آماده شده باشد. ممکن است یک آدم معمولی باشد که زندگی خودش را داشته، حتی قصد رفتن داشته، اما وقتی پای دفاع از خانه، خانواده یا دیگری به میان آمده، تصمیم گرفته بماند. این تعریف، اتفاقاً به شخصیتهای رمان نزدیکتر است. مهران و عماد قهرمانانی نیستند که داستان از ابتدا برایشان هالهای از شجاعت ساخته باشد. نوجواناند؛ میترسند، دعوا میکنند، اشتباه میکنند و گاهی پیش از فکر کردن دست به عمل میزنند. مهران در ابتدای قصه همان پسری است که همراه عماد، عباس را زیر پتو میاندازد و کتکش میزند. کمی بعد اما شرایط او را وادار میکند مسئولیتی بسیار بزرگتر از دعواهای نوجوانانهاش بپذیرد. وقتی خانوادهها باید منطقه را ترک کنند، مهران نمیتواند بهسادگی برود. پدرش هنوز پیدا نشده و او به مادرش قول میدهد پیدایش کند و برگردد. این همان لحظهای است که مقاومت از یک مفهوم بزرگ به یک تصمیم شخصی تبدیل میشود: من میتوانم بروم، اما کسی مانده که نمیتوانم رهایش کنم. نوجوانهای «کتانیهای کوکام» به همین دلیل اهمیت دارند. آنها نسخه کوچکشده بزرگسالان نیستند. جنگ را از قد و قامت خودشان میبینند. یکی از بهترین نمونهها همان کتانی است که عنوان کتاب را هم به یاد میآورد. مهران کفش عباس را به پا کرده و وسط فرار و خطر متوجه میشود لبه آن پاره شده است. هنوز ذهنش درگیر قولی است که داده؛ باید کتانی را سالم پس بدهد. در روایتهای کلان تاریخی، چنین چیزی اصلاً دیده نمیشود. تاریخ از تجاوز، اشغال، مقاومت و عقبنشینی مینویسد. اما نوجوانی که وسط همان تاریخ زندگی میکند ممکن است همزمان نگران پدرش، صدای گلوله و یک جفت کفش قرضی باشد. همین جزئیات است که جنگ را از کتاب تاریخ بیرون میآورد.

نقش نوجوانان در روزهای جنگ
فاطمه جدیدی به نقش نوجوانان در روزهای جنگ هم اشاره میکند؛ نسلی که برخلاف تصور رایج، صرفاً تماشاگر اتفاقات نبود. بخشی از آنچه در روزهای نخست مقاومت شکل گرفت بر دوش همین آدمهای کمسنوسال و مردم عادی بود. نه همه آموزشدیده بودند و نه همه از قبل تصمیم گرفته بودند قهرمان شوند. موقعیت، آنها را وادار به انتخاب کرد. این بخش از حرفهای جدیدی، امروز شاید شنیدنیتر از زمانی باشد که کتاب نوشته شد. تجربه جنگ اخیر دوباره نشان داد مواجهه نوجوان با بحران الزاماً به معنای کنارکشیدن او از میدان اجتماعی نیست. نوجوان ممکن است اسلحهای در دست نداشته باشد، اما میتواند بخشی از مقاومت یک جامعه باشد؛ با همراهی، کمک، مراقبت از دیگری، روایت کردن، مسئولیتپذیری و حتی نترسیدن از ادامه زندگی. از این زاویه، «مقاومت» فقط یک کنش نظامی نیست. نوعی نپذیرفتنِ فروپاشی زندگی است. شاید همین نکته بتواند توضیح دهد چرا در «کتانیهای کوکام» اینهمه بر جزئیات زندگی روزمره تأکید شده است. شرجی هوا، نخلستان، نهر، شط، گاومیش، قهوهخانه، خورشت بامیه، دشداشه، مدرسه و زیلوهای نمکشیده فقط برای ساختن یک دکور جنوبی وارد داستان نشدهاند. اگر قرار است بفهمیم آدمها از چه چیزی دفاع میکنند، ابتدا باید ببینیم چه زندگیای دارند که نمیخواهند از دست بدهند؟ سرزمین فقط مرز روی نقشه نیست. مجموعه همین چیزهای کوچک است؛ خانه، زبان، بو، غذا، رفیق، پدر و مادر، کوچه و خاطره. شاید به همین دلیل است که شخصیتهایی که در ابتدا میل چندانی به ماندن ندارند، با نزدیکشدن دشمن تغییر میکنند. چیزی که تا دیروز عادی بوده، در آستانه از دست رفتن ارزش دیگری پیدا میکند.
روایت جنگ از میان آدمهایی که قرار نبوده قهرمان باشند
«کتانیهای کوکام» در همه بخشها به یک اندازه فشرده نیست. تعدد آدمها، نسبتهای خانوادگی و محلی و حجم گفتوگوهای بومی گاهی ریتم روایت را کند میکند و در بعضی صحنههای پرخطر میشد با حذف توضیحات بیشتر، اجازه داد اضطراب موقعیت خودش کار کند. گویش محلی نیز در عین اینکه یکی از عوامل هویتبخش اثر است، برای خواننده ناآشنا ممکن است در بعضی صفحات مکث ایجاد کند. اما انتخاب مهم کتاب پابرجاست: روایت جنگ از میان آدمهایی که قرار نبوده قهرمان باشند. شاید مقاومت در زندگی واقعی هم بیشتر از همین جنس باشد. آدمها صبح از خواب بیدار نمیشوند و تصمیم نمیگیرند از امروز «مقاوم» باشند. زندگی میکنند، اختلاف دارند، از یکدیگر دلخور میشوند، حتی ممکن است تصمیم بگیرند بروند. بعد لحظهای فرا میرسد که باید انتخاب کنند چه چیزی را نمیتوانند رها کنند. برای نوجوانهای «کتانیهای کوکام»، آن لحظه، با ورود دشمن از مرز فرا میرسد. و شاید یکی از نسبتهای خواندنی این رمان با تجربه امروز ما نیز همین باشد. خطر خارجی الزاماً همه اختلافهای یک جامعه را حل نمیکند، اما گاهی چیزی را که زیر آن اختلافها پنهان شده دوباره آشکار میکند: آدمهایی که تصور میکردند از هم دورند، میبینند چیزهایی دارند که مشترکاً نمیخواهند از دست بدهند. در ابتدای «کتانیهای کوکام»، یک نوجوان ایرانی میتواند برای نوجوان ایرانی دیگری «غریبه» باشد. کمی بعد، همان دو باید کنار یکدیگر از خانهای دفاع کنند که حالا بیش از همیشه میفهمند متعلق به هر دوی آنهاست. شاید وطن دقیقاً در چنین لحظهای از یک کلمه به تجربه تبدیل میشود؛ وقتی احتمال از دست دادنش، آدم را متوجه میکند چقدر به آن تعلق دارد.
چاپ چهارم (تابستان 1405) کتاب «کتانیهای کوکام» به قلم فاطمه جدیدی در 148 صفحه با شمارگان 500 نسخه از سوی نشر بینالملل چاپ و منتشر شده است.
کد خبر 1071026 منبع: همشهری آنلاین
-
«حاکمان ذهن»؛ چه کسی رفتار و انتخابهای ما را پیشبینی میکند؟
-
خانم مارپل به آلپ میرود؛ بازگشت پیرزنِ زیرک به صحنه جنایت
-
«کتانیهای کوکام»؛ حماسه های مهران و عماد در نخلستان
-
تصاویری از حضور اصغر فرهادی در شبِ صدای سینما
-
ذخیره دارویی محک مناسب است | درمانهای نوین سرطان کودکان جایگزین بخشی از هزینههای سنگین میشوند
-
شهادت مأمور پلیس با شلیک گلوله + عکس
-
خواهش میکنم فیلم خصوصی مرا دست به دست نکنید! | شهاب حسینی هم هست | این سکانس ببینید
-
دلیل غیبت گزینه مدنظر قلعهنویی در تیم ملی
-
دختران ایران روی جلد مجله بازیهای آسیایی + عکس
-
جو آرام در بیشتر مناطق | دما از پنجشنبه کاهش مییابد
-
یک کشور دیگر وارد جنگ عربستان شد
-
ستاره استقلالی: خداحافظ تیم ملی؛ تا قلعهنویی هست من نیستم | سطح فنی بالایی ندارد
-
ادعای عجیب ونس؛ با یک حمله تاکتیکی شگفتانگیز تأسیسات هستهای ایران را نابود کردیم
-
کمک جدید ترامپ رسید | نورهای مرموز در آسمان ایران | لیست پرماجرای ژنرال
-
ایران پیشنهاد کرده تنگه هرمز را در این صورت ۷روزه بازگشایی کند | ادعای کیودو
-
خبر خوش سپاه؛ سلاح جدید برای هدف قرار دادن ناو هواپیمابر آمریکا
-
اولین خودروی ساخت عربستان سعودی | تصاویر
-
پرسپولیس وارد رقابت با استقلال شد؛ این ۲ بازیکن را ما هم می خواهیم
-
کندن موی این قسمت از بدن باعث عفونت میشود
-
امضای سیاه؛ بعد از پرسپولیس تیم ملی را هم از دست داد
-
کودک امروز جنگ را دیده است؛ ادبیات چه چیزی باید به او بگوید؟
-
نوجوانی، درختها، میزها و کلاغ ها
-
شمارش معکوس برای قصاص قاتل ۲ نوجوان | مردی که بر سر رقابت عشقی دست به جنایتی هولناک زد
-
خواندن این سه کتاب در تابستان را از دست ندهید | از بخشنده تا سه بار خوش شانسی
-
اگر دلش را دارید کتاب «آخرین شاهدان» را بخوانید | روایت شاهدانی که جنگ جهانی دوم کودکیشان را تباه کرد