۵۱ سال از تولد اورژانس ۱۱۵ میگذرد؛ سالهایی پر از آژیر، حادثه، جنگ، نجات و… ۵۱ سالی که امروز برایش جشن گرفتند و در سالروزش، میان روایت پیشرفتها و دستاوردها، عکس شهدا، اشک خانوادهها و گلایه نیروهایی که هنوز برای نجات میدوند، بیشتر به چشم آمد.
همشهری آنلاین – مریم سرخوش: یک سالن پر از آدم است؛ آدمهایی که سالهاست صدای آژیر آمبولانس برایشان بخشی از زندگی شده. روی صحنه از ۵۱ سال خدمت میگویند؛ از توسعه ناوگان، پایگاههای تازه، موتورلانسها و بالگردهای اورژانس. اما چند ردیف آنطرفتر، مردی با موهای کاملاً سفید آرام اشک میریزد. کمی آنطرفتر، پدری با دستهای آفتابسوخته، عکس فرزندش را بالا گرفته و همسر یک شهید، تنها یادگار باقیمانده از همسرش را محکم در آغوش گرفته است.
این تصویر، روایت پنجاهویکمین سالروز تأسیس اورژانس پیشبیمارستانی در ایران بود؛ سالگردی که برای برخی، بیش از آنکه جشن باشد، مرور خاطراتی بود که هنوز زندهاند. حتی اورژانسیها هم هنگام پخش فیلم نجات یک کودک توسط همکارانشان، بار دیگر اشک ریختند؛ انگار هر مأموریت، با تمام سختیها و اضطرابهایش، دوباره پیش چشمشان جان میگرفت.

از یک حادثه تا تولد ۱۱۵
۵۱ سال پیش، هیچکس نمیدانست صدای آژیرهایی که قرار است روزی برای مردم ایران معنای «امید» داشته باشند، از دل یک حادثه تلخ متولد خواهند شد. سال ۱۳۵۴، سقف یکی از سالنهای انتظار فرودگاه مهرآباد تهران فرو ریخت. تعدادی از مردم کشته و مجروح شدند، اما در آن روز سیستم از پیش طراحیشدهای برای امدادرسانی و انتقال مجروحان وجود نداشت. همان حادثه تلنگری شد برای شکلگیری نظام فوریتهای پزشکی در کشور و بعدها اورژانس ۱۱۵.
حالا، پنج دهه بعد، همان مجموعه به شبکهای گسترده از خدمات فوریتهای پیشبیمارستانی تبدیل شده است؛ شبکهای که از کلانشهرها تا دورافتادهترین نقاط کشور حضور دارد و در سالهای اخیر، بهویژه در بحرانها و جنگها، یکی از نخستین گروههایی بوده که خود را به محل حادثه رسانده است.
در یک سال گذشته که جنگ سختیهای زیادی را برایشان به همراه داشت اما ۴۵۰ دستگاه آمبولانس و ۱۶۲ دستگاه موتورلانس خریداری و توزیع شده، ۳۵ خودروی فرماندهی عملیاتی به ناوگان اضافه شده و ۱۱۱ پایگاه اورژانس راهاندازی شده است. ساخت فضای فیزیکی ۵۵ پایگاه، ساخت و تکمیل ۳ ستاد مرکزی اورژانس و آشیانه بالگرد و راهاندازی یک پایگاه هوایی در خور و بیابانک، از دیگر اقداماتی است که در این مراسم به آنها اشاره شد.
اما پشت این اعداد، آدمهایی ایستادهاند که گاهی برای رسیدن به یک بیمار، باید از جان خودشان هم بگذرند.
وقتی سختی، عیار آدمها را نشان میدهد
محمدرضا ظفرقندی، وزیر بهداشت، در مراسم پنجاهویکمین سالروز تأسیس اورژانس پیشبیمارستانی گفت: اورژانس در یک سال و نیم گذشته بیش از پیش عیار خود را نشان داده است. معمولاً در شرایط سخت است که ماهیت و هویت افراد و سازمانها مشخص میشود و توانایی آنها به محک گذاشته میشود؛ موضوعی که به گفته او، مردم و مسئولان در ماههای گذشته بهخوبی شاهد آن بودهاند.
ظفرقندی نیروهای اورژانس را کسانی دانست که از تکنسین آمبولانس و موتورلانس تا نیروهای دیسپچ، در نجات جان مردم نقش دارند و رضایتمندی بیمار پس از بهبودی و آرامش خانواده او را تجربه میکنند.
اما نگاه وزیر بهداشت فقط به مأموریتهای اورژانس محدود نبود. او تأکید کرد که باید به سمت افزایش سواد سلامت اورژانسی مردم رفت و آموزشهایی مانند احیای قلبی ریوی یا CPR را از مراکز عمومی آغاز کرد.
به گفته او، حتی یک دستگاه آموزش CPR در یکی از ایستگاههای مترو قرار گرفته و در چند ساعت ۳۰۰ نفر با استفاده از آن آموزش دیده و گواهی الکترونیک دریافت کردهاند.
ظفرقندی همچنین بر نوسازی ناوگان آمبولانسها تأکید کرد و گفت: اگر استانداری هر استان ۵۰ درصد هزینه تأمین آمبولانس مورد نیاز را بپردازد، وزارت بهداشت نیز ۵۰ درصد دیگر را تأمین خواهد کرد. او همچنین وعده داد که حمایت از کارکنان اورژانس در حوزه رفاه، معیشت و کارانه در اولویت وزارت بهداشت باشد.

جای خالیشان در خانه زیاد است
جعفر میعادفر، رئیس سازمان اورژانس کشور، در این مراسم از اورژانس به عنوان نهادی یاد کرد که بیش از نیم قرن نماد ایمان، سرعت و امید بوده است. او از شبهای سرد زمستان، روزهای گرم تابستان، حوادث طبیعی، تصادفات جادهای، بحرانهای ملی و شرایط سخت امنیتی گفت؛ از روزهایی که کارکنان اورژانس خانه و خانواده را ترک کردهاند تا کنار مردم باشند.
به گفته میعادفر، سال گذشته یکی از سختترین سالها برای کشور و نظام سلامت بود؛ از جنگ ۱۲ روزه تا جنگ ۴۰ روزه. نیروهای اورژانس در شرایطی مأموریت انجام دادند که جان خودشان هم در معرض خطر بود، اما میدان خدمت را ترک نکردند.
او بخشی از مطالبات کارکنان اورژانس را نیز یادآوری کرد؛ اصلاح ساعت اضافهکار، ارتقای ضریب کارانه، افزایش ضریب سختی کار نیروهای عملیاتی، اصلاح ضریب سختی کار کارکنان مراکزی و اجرای قانون بهرهوری برای کارکنان مراکزی.
پدری که هنوز منتظر است
اوج مراسم اما زمانی بود که اسامی شهدای اورژانس را خواندند و تمام سالن برایشان ایستاد و دست زد. هیچ تشویقی نمیتوانست جای خالی یک فرزند را برای پدری پر کند که موهایش از غم سفید شده بود.پدر شهید علی عبداللهی به همشهری میگوید: ساعت ۸ شب ۱۲ اسفند، خواهرش از او خواسته بود اخبار را ببیند. در کانال اورژانس خبر شهادت یکی از کارشناسان منتشر شده بود. چند دقیقه بیشتر طول نکشید تا بفهمد آن «یک نفر»، علی است. باور نمیکرده چون فقط یک ربع قبل با پسرش صحبت کرده بود. میگوید ابتدا با اعضای خانواده دعوا کرده و گفته چنین چیزی ممکن نیست. بعد به تلفن علی زنگ زده؛ پاسخ نمیدهد. تماسهای بعدی، گریهها و خبرهای تازه، کمکم واقعیتی را پیش رویش گذاشته که هیچ پدری حاضر نیست باور کند.
علی دیگر برنمیگردد.

در گوشه دیگری از سالن، پدر شهید هوشنگ ترکعلیا عکس پسرش را در دست گرفته است. او هم به همشهری میگوید: ۱۴ اسفند، هوشنگ در زیباشهر به شهادت رسید؛ ابتدا دوستش هدف ترکش قرار گرفت و هوشنگ برایش درخواست آمبولانس کرد و دوباره به محل اصابت موشک برمیگردد اما اصابت دوباره به نزدیکی آمبولانسش، جانش را میگیرد. درباره زمانی که به او خبر شهادت پسرش را دادند اینطور عنوان میکند تماس گرفتند و پرسیدند: «پدر هوشنگ هستید؟ دچار جراحت شده» اما در ادامه متوجه میشود که پسر او هم دیگر میانشان نیست.
مادرش در صندلی کناری نشسته است. گوشه لباس محلیاش را به صورت میکشد و اشکهایش را پاک میکند: «میخواستیم برایش زنگ بگیریم. عروسی داشتیم… اما حسرت داماد شدن پسرم به دلم ماند.»
جمله در میان هیاهوی مراسم گم میشود، اما تصویر پدری که عکس پسرش را بالا گرفته، مدتها از ذهن بیرون نمیرود.
بالگردهایی که گاهی به دل خطر میروند
ایمان نظری، رئیس اورژانس ۱۱۵ استان مرکزی، یکی دیگر از حاضران این مراسم است؛ کسی که مجهزترین و استانداردترین پایگاه اورژانس هوایی استان را مدیریت میکند و به همشهری میگوید: در اورژانس هوایی، زمان معنای دیگری دارد. چند دقیقه میتواند فاصله میان نجات یک بیمار و عوارض جبرانناپذیر باشد. استان مرکزی به دلیل قرار گرفتن در کریدور اصلی مرکز کشور به سمت غرب و جنوب، شاهد تردد بالای جادهای و در نتیجه حوادث متعدد است. از سوی دیگر، صنعتی بودن استان، حوادث صنعتی را نیز افزایش داده است.
اما اهمیت اورژانس هوایی فقط به جادهها و شهرهای صنعتی محدود نمیشود و نظری در ادامه بیان میکند: در مناطق محروم و دورافتاده، جایی که انتقال زمینی بیمار ممکن است ساعتها طول بکشد، بالگرد میتواند زمان رسیدن بیمار به مرکز درمانی را به حداقل برساند. گاهی بالگردهای اورژانس هم به مناطقی اعزام میشوند که حتی خطر سقوط هم وجود دارد، اما در چنین مأموریتهایی ملاحظات دیگری وجود ندارد؛ هدف، رساندن بیمار به درمان است. در روزهای جنگ نیز یکی از نگرانیهای اصلی آنها همین بود؛ زمانی که پروازها متوقف شده بود و انتقال بیماران با آمبولانس زمینی، زمان بیشتری میگرفت.

وقتی ۱۱۵ فقط یک شماره تلفن نیست
در میانه مراسم، دو تکنسین اورژانس از خاطرات روزهای جنگ گفتند؛ خاطراتی که نشان میداد برای مردم، ۱۱۵ فقط یک شماره تلفن نیست. در زابل، با وجود آنکه شرایط جنگی مستقیماً در شهر حاکم نبود، تماس مردم با اورژانس ادامه داشت. یکی از تماسها مربوط به فردی بود که پس از شنیدن خبر شهادت رهبر دچار استرس و مشکل جسمی شده بود. نیروهای اورژانس بلافاصله خودشان را به او رساندند. کارشناسان اورژانس معتقدند شاید برای کسی که پشت خط ۱۱۵ نشسته، این فقط یک تماس باشد؛ اما برای کسی که در لحظه ترس و اضطراب، شماره ۱۱۵ را میگیرد، آن تماس یعنی اینکه هنوز کسی هست که بیاید. همین است که تکنسینهای اورژانس میگویند غم و اندوه شخصی خودشان را کنار میگذارند تا این امید برای مردم زنده بماند.
شهرام عاملی هم از نیروهای اورژانس پیشبیمارستانی بندرعباس، از روزی گفت که شناور دریایی انتقال نیرو و بیمار به جزیره هرمز به دلیل اصابت موشک از دست رفت. ناگهان یک سؤال بزرگ پیش روی آنها قرار گرفت: اگر اتفاقی برای مردم جزیره بیفتد، چطور باید به آنها برسند؟ در نهایت، راهی جز استفاده از یک شناور ساده ماهیگیری نماند و اتفاق شیرینی درست زمانی رقم خورد که در یکی از همین مأموریتها، سه مادر باردار را از جزیره به بندرعباس منتقل کردند و سه نوزاد در همان شرایط سخت متولد شدند.
سه تولد، وسط روزهای جنگ. عاملی میگوید: همین لحظهها خستگی را از تن نیروهای اورژانس بیرون میکند؛ چون آنها همیشه منتظر تماس یک فرد دردمند هستند و چیزی جز کمک و نجات مردم در ذهنشان نیست.
پشت لباسهای نو، دغدغههای قدیمی
در میانه مراسم، لباسهای جدید اورژانس هم رونمایی شد؛ لباسهایی که قرار است جایگزین پوشش قبلی نیروها شوند و راحتی بیشتری برای تکنسینها داشته باشند. اما در میانه سالن، صحبت دیگری جریان دارد. یکی از کارکنان آرام میگوید: هزینه لباسها بالاست. از کاپشنی حرف میزد که حدود ۴.۵ میلیون تومان قیمت دارد و میگفت با کمکهزینه سالانه ۲ میلیون و ۷۰۰ هزار تومانی لباس، تأمین این هزینه برای نیروها آسان نیست.

نفر کناری حرفش را ادامه میدهد: «پول لباس که هیچ؛ کارانه ماهانه را هم بهموقع نمیگیریم.»
به گفته آنها کارانهشان بین ۳ تا ۴.۵ میلیون تومان است و پرداخت کارانه از فروردین امسال به تأخیر افتاده است.
کمی آنطرفتر هم یکی دیگر از کارکنان از حقوقش میگوید؛ اینکه با نزدیک به ۱۰ سال سابقه، دریافتیاش هنوز به ۳۰ میلیون تومان نمیرسد.
البته که میعادفر، رییس اورژانس کشور در خلال صحبتهایش به اقدامات انجامشده برای کارکنان اورژانس اشاره کرده بود، این که در مراسم سال گذشته، مطالبات و دغدغههای کارکنان اورژانس در حضور رئیسجمهور مطرح شد و با نگاه ویژه، رویکرد حمایتی و پیگیری مستمر، موارد مطرحشده به مرحله اجرا رسید. از اصلاح ساعت اضافهکار کارکنان، ارتقای ضریب کارانه، افزایش ضریب سختی کار پرسنل عملیاتی، اصلاح ضریب سختی کار کارکنان مراکزی گرفته تا اجرای قانون بهرهوری برای کارکنان مراکزی که با هدف ارتقای معیشت، افزایش انگیزه و تکریم سرمایه انسانی کشور محقق شد.
تصمیماتی که نشاندهنده توجه ویژه دولت و وزارت بهداشت به جایگاه راهبردی اورژانس پیشبیمارستانی و نقش کارشناسان این حوزه در تأمین امنیت سلامت جامعه است. مطالباتی که شاید تحققشان اتفاق خوبی باشد اما آنچه امروز به عنوان دستمزد و حقوق برایشان تعیین شده، حتی نیمی از مشکلات معیشتیشان را پوشش نمیدهد. درست همانجایی که کارانهشان به ازای هر ساعت چیزی حدود ۸۰ هزار تومان است و این عدد را با دستمزد نیروهای خدماتی مقایسه میکنند که ساعتی ۳۰۰ هزار تومان محاسبه میشود.
البته که میعادفر در پایان صحبتهایش ابراز امیدواری کرد بخشی از مطالبات بهجامانده هم با دستور وزیر بهداشت در سال آینده برطرف شود.
مراسم ادامه دارد با تقدیر از شایستگان این حوزه، روی صحنه همچنان از ۵۱ سال خدمت و توسعه اورژانس گفته میشود و در سالن، تکنسینهایی نشستهاند که بخشی از این ۵۱ سال را با آژیر آمبولانس، شیفتهای طولانی، جاده، حادثه و اضطراب مردم گذراندهاند.
قصه اورژانس ۱۱۵ همین دو تصویر به نظر میرسد؛ سازمانی که طی پنج دهه بزرگتر و مجهزتر شده و آدمهایی که هنوز وقتی تلفن زنگ میخورد، باید همه چیز را رها کنند و به سمت کسی بروند که شاید بدترین لحظه زندگیاش را تجربه میکند. آنها اجازه ندادند که پس از ۵۱ سال آژیرها هنوز خاموش نشدهاند.
کد خبر 1069582 منبع: همشهری آنلاین
-
۳.۵ میلیون ایرانی در معرض زخم پای دیابتی | مساله مهم توسعه پیشگیری و خودمراقبتی است
-
۵۱ سال با آژیرهایی که خاموش نشدند | وقتی سختی، عیار اورژانسیها را نشان داد
-
اعتراف پنتاگون: خیلی هم درد داشت!
-
وزیرخارجه چین به عراقچی: نمیخواهیم تنشهای منطقهای به دریای سرخ کشیده شود | آماده ایفای نقشی سازنده هستیم
-
ترس ۶۱ درصدی از جنگ
-
پویش ملی «برای پدر به عشق پسر»
-
دعای عجیب دو روحانی در تلویزیون؛ ۲۰ فرزند یعنی ۲۰ کالابرگ، ۲۰ یارانه و … + ویدئو
-
پیام معنادار عراقچی درباره ۴ اصل صلح رئیسجمهور چین | تصمیمات امروز پیامدهای گستردهای خواهد داشت
-
بالاخره واتس اپ امن است یا نه؟
-
حمله به مکه با پهپاد چینی؛ پای پاکستان و ترکیه به جنگ باز می شود؟ | افشاگری روزنامهنگار صهیونیست از پشت پرده سناریوی سعودیها
-
فوری؛ اسرائیل در تدارک حمله زمینی جدید است | یدیعوت آحارانوت خبر داد
-
ما اصلا به جذب بیرانوند فکر هم نمیکنیم | همان بهتر که او به این تیمها برود
-
جاده تهران-ساوه رنگ خون گرفت + آمار کشتهها و زخمیها
-
شمارش معکوس برای النینو | چند سیل بزرگ کشور محصولِ این پدیده است؟ | آمادهباش وزارت نیرو برای مهار ال نینو
-
رئیس ارتش آمریکا: باید برای نبرد از دریا تا فضا آماده شویم
-
مذاکره پرسپولیس با ۵ بازیکن در هتل | جذب ۲ بازیکن قطعی است
-
جنگنده F ۱۵ آمریکا را با فرغون جمعآوری کردند | واکنش مقام عالی رتبه سپاه به ماجرای نجات خلبان آمریکایی در ایران
-
حمله به کشتی آمریکایی در تنگه هرمز
-
باید با ایران مذاکره کنیم؛ بستن بابالمندب یعنی فاجعه جهانی | مسدودی تنگه هرمز کافی است